سبک زندگی

آرامش در خانه

آرامش در خانه

سنگ و آجرها همان مصالح بی روح و جانی هستند که تفاوت نام و استقامت و تعدادشان تغییر به خصوصی در اصل ماجرا ایجاد نمی کند، ویژگی منحصر به فردی به یک بنا نمی بخشد، اما بعضی خانه ها فراتر از ستون و الوارند، فضایشان آن قدر برایمان دلنشین است که گذر زمان را احساس نمی کنیم، گذر لحظه ها و ثانیه ها در انجا لطیف و سبک است و اگر حالمان خراب باشد دوست داریم چند دقیقه ای بین دیوارهای خنکشان آرام بگیریم. خانه های روستایی با وجود سادگی محضشان، خانه پدری با وجود تکراری بودنش، خانه پدربزرگ و مادربزرگ ها با همان بوی قدیمی با خانه دوستی که فقط گاهی به اندازه یک چای تلخ مهمانش می شویم.

نه اینکه فیزیک و ظاهر خانه، چیزهایی مثل رنگ دیوارها، چیدمان اثاث، استفاده از اصول فنگشویی و این جور چیزها که زیاد در موردشان صحبت می شود در این ماجرا مؤثر نباشند، اما سهمشان در مقابل آنچه روح و درون مایه یک چهاردیواری را می سازد، ناچیز است. اگر مبلمان درجه یکمان آماده شد، فرش چند صد شانه گسترانیده شد ، لوستر آن چنانی نورافشانی کرد، متخصصین دکوراسیون هنرنمایی شان را کردند و از هر چیزی بهترینش برای یک خانه فراهم آمد، اما آن آرامش و لطافت که انتظار می رفت، به دست نیامد، دیگر باید سراغ از روح خانه گرفت؛ همانی که باید قبل از ظواهر به آن پرداخت. چیزی که با پول به دست نمی آید. نیازمند زمان و حوصله به خرج دادن است و بلد بودن می خواهد و حتی بد نیست در مورد آن با وسواس رفتار کرد.

خانه

روح هر خانه را آدم هایی که در آن نفس می کشند، می سازند. نوع وقت گذراندنشان، شکل برخوردشان با دیگران، خصلت های اخلاقی هریک، نگاهشان به زندگی و… تنها بخشی از صندوقچه اسرار یک خانه است که آن را خاص و دوست داشتنی میکند. شاید بتوان از روی دست فرشتگان تقلب برداشت و فوت کوزه گری این خانه ها را شناخت. به جز عزرائیل که روزی چند بار به هر کداممان سر می زند، فرشته های پیام آور مهر و عطوفت خداوندی هم در زمین رفت و آمد دارند؛ اما به هرجا و هر کسی سر نمی زنند. آنچه فرشتگان را به سمت خانه ای گسیل می دهد، قطعا روی قلب ها هم اثر می گذارد و مجذوبشان می کند. قدمگاه آنها نمی تواند حسی جز آرامش را تداعی کند. مثلا می دانیم که حرم ها و مساجد محل آمدوشد فرشتگان اند. آیا کسی هست که از نشستن در حرم امامی جان نگیرد یا دو رکعت نماز در مسجدی بخواند و به حال خوشی نرسد؟! درست است که یکی خانه خداست و دیگری خانه اهل بیت و هردو از مقدسات ما و مظاهر آرامش و اطمینان اند، اما خانه آدم های معمولی چگونه محل آرامش دیگران و گذرگاه فرشتگان می شود؟ روايات رسیده از پیامبر و امامان برای مایی که دینمان را در هر زمینه ای راهگشای خود می دانیم، از چیزهایی که می تواند پای فرشتگان را به یک خانه باز کند هم گفته اند که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «خانه ای که در آن قرآن خوانده شود و خداوند متعال در آن یاد شود، برکتش بسیار می گردد و فرشتگان به آن خانه رفت و آمد می کنند و شیاطین از آن دور می شوند و برای آسمانیان، چنان می درخشد که ستارگان برای زمینیان می درخشند» .

همچنین امام صادق علیه السلام فرموده است: «هنگامی که انسان به نماز ایستاد، رحمت خدا از آسمان بر او نازل می شود و ملائکه اطرافش را احاطه می کنند و فرشته ای می گوید: «اگر این نمازگزار ارزش نماز را می دانست هیچگاه از نماز منصرف نمی شد». چه بسا خانه انسان بیش از یک مسجد برای او حکم عبادتگاه را دارد. جایی که هر ساعت از شبانه روز که بخواهد، می تواند در آن به نماز بایستد، یک صفحه قرآن تلاوت کند یا دعایی از مفاتیح بخواند. همان طور که فرشتگان مسجد را عزیز می دارند، اگر خانه ای هم به واسطه عمل صاحب خانه شبیه مسجد شود، محل عبادت و یاد خدا باشد، برایشان عزیز خواهد بود. غرض روایات هم همین است که ذکرخدا را روشنی بخش خانه هایمان کنیم، می خواهد با قرآن و نماز باشد که درخشان ترین عبادات است یا ادعیه و اذکاری که زیرلب زمزمه می شود.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «خانه ای که در آن غنا (آوازه خوانی و موسیقی و سایر مظاهر غنا) باشد، از مصیبت های دردناک و ناگهانی در امان نیست و دعا در آن مستجاب نیست و فرشتگان در آن منزل داخل نمی شوند».۲

به همان اندازه که اشتغال به عبادت مهم است، دوری کردن از مظاهری که انسان را از خداوند فاصله می دهند هم اهمیت دارد. دوری از گناه و ابزار گناه، دوری از هر آن چیزی که به جای فرشتگان، پای شیاطین را به خانه باز می کند. حالا یک وقت غنا مظهر دوری می شود و یک وقت نامهربانی در خانواده، کلام نیکو نداشتن یا خلق خراب داشتن.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «هرگاه یکی از شما وارد خانه خود شد، سلام کند؛ زیرا سلام بر آن خانه برکت فرود می آورد و فرشتگان با آن انس می گیرند».۲

وقتی وارد خانه می شویم با صدای بلند سلام کنیم؛ حتی اگر به ظاهرهیچ کس در خانه نباشد؛ به این امید که شاید فرشته ای پاسخمان دهد، حتی اگر به گوش سرنشنویم.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «فرشتگان، به هر خانه ای که مهمان به آن وارد نشود، وارد نمی شوند».۵

در اسلام همیشه مهمان مظهر خیر و برکت دانسته شده است. یکی از این برکات هم روشن کردن مسیر خانه برای فرشتگان است؛ که اگرنباشند راه تاریک می شود و خانه از حضور فرشتگان محروم. قرار بر به مشقت انداختن خود نیست. هرکس می تواند به اندازه توان خود، فضایی آرام و پذیرایی ای خوب برای مهمانش تدارک ببیند.

در روایتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «ما خاندانی هستیم که خداوند آنان را پاک و منزه قرار داده؛ ما از درخت نبوت آفریده شده ایم و جایگاه رسالت، محل رفت و آمد فرشتگان، خانه رحمت و سرچشمه علم و دانشیم».۶

به عبارتی این خاندان باب رحمت و نزول فرشتگان اند. هرچه با آنها بیشتر در ارتباط باشیم، فرشتگان را بیشتر به سوی خود جذب می کنیم. می توان هرسال یک روز را به مناسبت ولادت یا شهادت ایشان در خانه مراسم گرفت؛ مراسمی مختصر در حد یک نوشیدنی و کمی شیرینی ساده. می توان نامشان را در خانه به زبان آورد و از مناقبشان گفت، هر روز تعدادی صلوات فرستاد و هدیه کرد یا مثلا صبح را با گوش دادن به صوت زیارت عاشورا آغاز کرد و یا هر کار دیگری که از محبت به اهل بیت علیهم السلام نشأت می گیرد در خانه انجام داد تا در و دیوار خانه رنگ و بوی آنها را بگیرد.

پی نوشت ها

١. الکافی، ج ۲، ص ۶۱.

٢. اصول کافی، ج ۳، ص ۲۶۵.

۰۳ دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۲۸۰

۴. علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۸۳.

۵. جامع الأخبار، ص۳۷۸.

۶. درالمنثور، ج ۵، ص ۱۹۹

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
کمتر از 2 روز تا پایان دومین دوره مسابقه مطالب سایت امین یاوران باقی مونده!همین الان تو مسابقه شرکت کن
+