سبک زندگی

اثر روزی حرام در زندگی

متأسفانه، امروزه برخی کسب و کار حلال را رعایت نمی کنند و از هر طریقی که شده، به کسب روزی می پردازند؛ به همین جهت است که امروزه ناهنجاری های اقتصادی به شدت افزایش یافته است. بنابراین، بایسته است که مردم، با آثار کسب حلال آشنا شوند و از کسب های غیر مشروع پرهیز نمایند. به راستی که کسب و کار حرام و به تبع آن، روزی حرام، آثار و پیامدهای فراوانی در زندگی دنیوی و اخروی انسان بر جای می نهد. کسب های حرام، ضمن این که نوعی بی اعتنایی به آموزه های دینی است، آثار بدی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی دارد؛ مثلا مال حرام، در انعقاد نطفه فرزندان اثر سوء می گذارد. از همین رو، توصیه شده است که دایه فرزند، نباید مال حرام بخورد. در این جا با توجه به روایات، به برخی آثار زیانبار کسب های حرام اشاره می شود:

فقر

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «من کسب مالا من غير حله أفقره الله ۱؛ کسی که مالی حرام کسب کند، خداوند او را فقیر کند.»

نشنیدن سخن حق

مال حرام، چشم و گوشِ دلِ انسان را کورو کر می کند؛ چنان که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا و قبل از آن، هر چه با لشکر کوفه صحبت کردند، تأثیری در آنها نگذاشت؛ زیرا گوش و چشم دل شان به سبب خوردن مال حرام قفل زده شده بود؛ چنان که حضرت، خود در بیان علت عدم تأثیر حرف حق در وجود کوفیان فرمود: «… ملئت بطونهم من الحرام 2، … شکم های شان، از حرام پر شده است.» باید توجه داشت که اگر همت انسان، تنها پر کردن شکم فرزندان خود باشد و توجهی به حلال یا حرام بودن غذا نکند، نباید توقع داشته باشد زمانی که فرزند به رشد و قدرت رسید، سخن حق را، حتی از پدر و مادر خود، بپذیرد.

  عوامل گرایش به مال حرام

نفرین فرشتگان


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «إذا وقعت اللقمة من حرام في جوف العبد لعنه کل ملک فی السماوات والأرض 3؛ هنگامی که لقمه حرام در شکم بنده قرار گیرد، همه فرشتگان آسمانها و زمین، او را نفرین می کنند.»

عدم قبولی اعمال


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «إن لله ملكا ينادى على بيت المقدس كل ليلة: من أكل حراماً ما، لم يقبل الله منه صرفا ولا عدلا و الصرف النافلة و العدل الفريضة 4؛ خداوند فرشته ای دارد که هر شب بر بیت المقدس ندا می دهد: هر کس حرامی (هر چند اندک) را بخورد، خداوند از او نه عمل مستحب را قبول می کند و نه واجب .»

توشه به سوی آتش


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرماید: «من إكتسب مالا من غير حلِّه كان زاده إلى النار 5، کسی که مالی از غیر حلال کسب کند، توشه اش به سوی آتش خواهد بود.»

فضيلت رد مال حرام


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «لَردُّ دانق من حرام يعدل عندالله سبحانه سبعين ألف حجة مبرورة 6؛ رد کردن ذره ای از حرام، نزد خدا برابر است با هفتاد هزار حج پذیرفته شده».

توبه از درآمدهای حرام


توبه، در هر موردی، به گونه ای خاص است و تنها به طلب استغفار از خداوند نیست. اگر مالی از کسی ربوده شد، توبه اش به باز گرداندن آن و عذرخواهی از صاحب مال است. در این جا به بیان حکایتی در خصوص حرام بودن درآمدهای به دست آمده از طریق همراهی و همکاری با حکومت ظالم، می پردازیم. علی بن ابی حمزه، از اصحاب امام صادق ع می گوید: دوستی داشتم که کاتب دیوان بنی امیه بود. به من گفت: از امام صادق علیه السلام برای من وقت بگیر. برای او از امام وقت گرفتم. وقتی رفتیم، سلام کرد و خدمت امام نشست. سپس گفت: فدایتان شوم! من در ديوان این قوم، کاتب هستم و مال فراوانی از دنیای شان نصیبم شده و نپرسیده ام که آن اموال از کجا آمده است. امام فرمودند: اگر بنی امیه کسانی را که برای شان بنویسند و خراج جمع کنند یا بجنگند و در جماعت شان حاضر باشند، نداشتند، حق ما را غصب نمی کردند و اگر مردم آنان را با آنچه در دست شان است، رها کنند، چیزی جز آنچه را در دستشان است، نمی یابند.7
جوان عرض کرد: فدای تان شوم! آیا راه خروجی از این مهلکه برای من هست؟ امام فرمودند: اگر بگویم، عمل می کنی؟ گفت: آری. امام فرمودند: از همه آنچه در دیوان آنان به دست آوردی، خارج شو. اگر صاحب مالی را می شناسی، به او باز گردان و اگر نمی شناسی، صدقه بده 8 و من برای تو نزد خدا بهشت را ضمانت می کنم. راوی می گوید: جوان، مدتی سرش را پایین انداخت و بعد سر بلند کرد و گفت: باشد، انجام می دهم. علی بن ابی حمزه می گوید: جوان با ما به کوفه برگشت و از هر چه داشت، خارج شد و حتی در مورد لباسی که در بدن داشت، طبق دستور امام رفتار کرد. ما دوستان چیزی روی هم گذاشتیم و لباسی برایش خریدیم و پولی برای مخارج زندگی به او دادیم. چند ماهی بیشتر طول نکشید که مریض شد. به عیادتش می رفتیم. روزی وقتی به عیادتش رفتیم، در حال جان دادن بود. چشمش را باز کرد و به من گفت: علی! به خدا قسم! دوست شما (امام)، به وعده شان وفا کردند. پس از مدتی مرد و ما او را به خاک سپردیم. مدتی پس از آن، وقتی در مدینه خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم تا نظر حضرت به من افتاد، فرمودند: ای علی! به خدا قسم! به وعده مان نسبت به دوستت عمل کردیم. گفتم: راست گفتید ای پسر رسول خدا! خود او نیز هنگام مرگ به من چنین گفت.9

  محافظت از سرمای پاییز با خوراکی های گرم

کسب ها و درآمدهای شبهه ناک


هر اندازه ایمان فرد بالاتر رود، باید دقت او در کسبش بیشتر شود؛ چنان که از روایات چنین استفاده می شود که اگر انسان نسبت به درآمدهای مجهول یا مشتبه، بی مبالات باشد، یعنی کاری نداشته باشد که فلان مال، حلال است یا حرام، رستگار نمی شود. به چنین کسی در روز قیامت خطاب می شود که از هر دری می خواهی، وارد دوزخ شو.10
در روایتی دیگر آمده که یکی از یاران امام صادق علیه السلام به قصد سفر تجارتی خدمت ایشان رسید. آن حضرت نیز هزار درهم برای تجارت به او دادند تا با سود آن، به زندگی خود سامانی دهند. پس از چندی، فرد مزبور با دو کیسه هزار درهمی خدمت امام رسید. حضرت پرسیدند: چه معامله ای کردی که اصل و سود سرمایه برابر شده است؟ گفت: جنسی را برای فروش به شهری بردیم. آن گاه بیرون شهر اطراق کرده، از مسافران وضعیت جنس را در شهر جویا شدیم. گفتند: (چنین جنسی) در شهر وجود ندارد و مردم به آن نیاز دارند. ما قیمت ها را بالا بردیم و مردم نیز با رضایت کامل آن ها را از ما خریدند. امام با توجه به این که جنس را بیش از قیمت معمول فروخته بودند، تنها اصل سرمایه را برداشته و از دست زدن به سود آن خودداری کردند11؛ در حالی که معامله در ظاهر درست بوده و کسبی حلال است؛ اما امام به دلیل ظلمی که در اثر بالا بردن قیمت به خریدار شده، سود آن را نپذیرفتند. 12
۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیا التراث العربی، ۱۴۰۳ قمری، ج ۱۰۳، ص ۵.

  آثار و فواید اعتماد به نفس

منابع

  1. همان، ج ۶۵، ص ۱۵۴.
  2. همان، ج ۱۰۳، ص ۱۲.
  3. همان، ص ۱۶.
  4. همان، ص ۱۰.
  5. همان، ص 12.
  6. قطب الدین راوندی، الدعوات، قم: انتشارات مدرسه امام مهدی جان، چاپ اول، ۱۴۰۷ق، ص ۲۵.
  7. در این باره، شایسته است به موضوع رد مظالم عباد که در احکام آمده، مراجعه شود.
  8. کلینی، الکافی، پیشین، ج ۵، ص ۱۰۶.
  9. ر.ک: مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱۰۳، ص ۱۱.
  10. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، قم: انتشارات صدرا، ج ۱۸، ص ۲۶۲؛ ر.ک: فروع کافی، ج ۵، ص ۱۶۱.
  11. روح الله شریعتی، نشریه ره توشه، بهار و تابستان 1399، شماره 93.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 − 2 =

دکمه بازگشت به بالا