جوان و نوجوان

تاثیر خانواده و جامعه بر جوانان

خانواده

بخش عظیمی از سعادت یا شقاوت جوانان و نوجوانان، مربوط به خانواده های آنان است. لذا باید تلاش شود با بالا بردن سطح آگاهی و آشنایی با رموز ویژگی های شخصیت جوانان ، مشکلات و اختلافات احتمالی را به حداقل رساند.

البته، بسیاری از تعارضات، مربوط به دوران نوجوانی است و کم کم با سپری شدن دوران بلوغ و استقرار آن در بدن، رفتارها و اندیشه های نوجوانان متعادل تر شده و دل نگرانی های والدین هم کمتر می شود.

خانواده، به لحاظ اهمیت خاصی که در این دوران حساس دارد، بهتر است موقعیت نوجوانش را واقع بینانه درک نماید و به آن ارج نهد و شخصیتِ لازمه بلوغ را که از نظر کمی و کیفی با کودک متفاوت است، به او ارائه دهد، از نوجوانان نیز باید خواسته شود با خویشتن داری و رعایت احترام، روابط سالمی را با خانواده بنا نهند .1

امام صادق (ع) بهترین راهکار تربیتی را برای این دوران ارائه داده و می فرماید :

«دَع ابنَكَ يَلعبْ سَبْعَ سِنينَ ، و يُؤدَّبْ سَبعا ، و ألزِمْهُ نفسَكَ سبعَ سنينَ ، فإنْ أفلَحَ ، و إلاّ فإنّهُ مَن لا خَيْرَ فيهِ» ؛ 2

 فرزند خود را هفت سال آزاد بگذار بازی کند، هفت سال او را با آداب و روش های مفید تربیت کن و در هفت سال سوم مانند یک رفیق صمیمی، مصاحب و ملازمش باش، در این صورت رستگار می شود، و گرنه از کسانی خواهد بود که خیری در آنان نیست.

در خانواده هایی که پدر و مادر با احترام به شخصیت جوانشان ، او را عزیز و گرامی می دارند و با او مانند یک دوست برخورد می کنند، جوان نیز حاضر است در مشکلات خود با پدر و مادر مشورت کند و از راهنمایی آنان استفاده نماید، در غیر این صورت همسالان ناآگاه و کم تجربه، محرم راز و مرجع پاسخگویی به سؤالات بی شمار نوجوان که خاص دوران نوجوانی است، خواهند بود.

جامعه

جوانی، دوران قدم نهادن به عرصه اجتماع است و جوانان خواهان کسب شخصیت اجتماعی می باشند و در صدد هستند هر چه زودتر مورد پذیرش جامعه قرار گیرند.

در این میان، توجه به سه نکته مهم و اساسی، ضروری است، اول اینکه: محیط اجتماعی، تأثیر زیادی بر تربیت و شکل گیری شخصیت جوانان دارد، دوم اینکه: ضرورت دارد جوانان تربیتی مناسب با شرایط زمانی داشته باشند و نکته سوم : ضرورت ایجاد شغل برای جوانان است تا با ایفای نقش های اجتماعی، استعدادهای خود را شناخته و به فعلیت در آورند و به تکامل برسند.

  ویژگی های شخصیت نوجوان و جوان

تاثیر محیط بر شخصیت جوان

حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرموده اند:

«اَلنّاسُ بِزَمانِهِمْ اَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ» ؛ 3 شباهت مردم به محیط اجتماعی زمان خود، از نظراخلاقی بیشتر است

از شباهت به صفات خانوادگی و خلقیات پدران خود.

جوانان و به خصوص نوجوانان ، بسیاری از صفات خود را از کسانی می گیرند که در محیط های مختلفِ خانواده ، مدرسه ، آموزشگاه و کوچه و محله، به طور متناوب با آنان در تماس هستند و در بسیاری از موارد شاهد رفتارهایی از آنان هستیم که از اجتماع کسب کرده اند.

به جهت تأثیر زیاد اجتماع در شکل گیری شخصیت افراد، بر مربیان، والدين و مسؤولان حکومتی لازم است که شرایط محیطی مناسبی را برای جوانان فراهم آورند، و در صورت وجود مظاهر آشکار فساد اخلاقی و رفتارهای نادرست اجتماعی با آن برخورد جدی نمایند. چرا که اگر در اجتماع روش هایی مخالف تربیت صحیح خانوادگی معمول شود، جوانان در پیروی از آنها کنجکاو شده و مردد می گردند که به حفظ رسم خانوادگی بپردازند یا پیروی از روش های تازه اجتماعی بکنند و این اتفاق باعث ناراحتی ، عدم اطمینان و در نهایت تزلزل و اختلال شخصیت جوانان می شود.

 امام علی (ع) فرموده اند:

«إذا خبث الزمان کسرت الفضائل و ضرت و نفقت الرذائل و نفعت و خوف الموسر أشد من خوف المعسر»؛ 4

وقتی محیط اجتماع آلوده و ناپاک شد، سجایای انسانی و فضایل اخلاقی بی رونق و زیان آور می شود و برعکس رذایل و ناپاکی در جامعه رایج و سودبخش می گردد و ترس آنچه سرایت می کند بیشتر است از آنچه سخت می نماید.

ضرورت تناسب تربیت با شرایط زمان را حضرت امیرالمومنین(ع) فرموده اند:

«لا تَقْسِروا اَوْلادَكُمْ عَلى آدابِكُم ، فَاِنَّهُمْ مَخْلوقونَ لِزَمانٍ غَيْرِ زَمانِكُم» 5

فرزندان خویش را مجبور نکنید که به آداب و رسوم شما عمل کنند، چون آنان متعلق به زمان دیگری هستند و باید متناسب با زمان خود تربیت شوند.

ایفای نقش های اجتماعی، مستلزم کسب مهارت های لازم می باشد، نوجوانان در مرحله شناخت استعدادها و علایق خود می باشند و برای بدست آوردن حرفه ای مناسب در آینده، گام های اولیه را برمی دارند تا در دوران جوانی با انتخاب شغلی مناسب، فردی مفید در جامعه محسوب شوند و استقلال و شخصیتی را که در جست وجویش بوده اند به طور کامل به دست آورند.

توصیه امیرالمومنین (ع) در تربیت فرزند

کلام امیرالمؤمنین (ع) در تربیت فرزندان متناسب با زمان ، تکیه بر این دارد که باید فنون و علوم را مطابق روز به فرزندان یاد بدهیم و گرنه امکان موفقیت آنان را از بین برده ایم. همچنین آن حضرت فرموده اند:

  سنین جوانی و اهمیت آن در قرآن

«أولَى الأشياءِ أن يَتَعَلَّمَهَا الأحداثُ الأشياءَ الّتي إذا صارُوا رِجالاً إحتاجُوا إلَيهَا» ؛ 6

برترین چیزهایی که خوب است جوانان یاد بگیرند، چیزهایی است که وقتی مرد شدند به آن احتیاج داشته باشند.

توصیه به کسب علم، مهارت ها و فنون به خصوص فنون دفاعی و نظامی همواره مورد نظر اولیای گرانقدر اسلام بوده و ایجاد شرایط یادگیری برای فرزندان را همواره به پدران توصیه کرده اند .

البته لازم به توضیح است که منظور از «ادب » در روایت مذکور رسوم اجتماعی معمول است و گرنه سنن ثابت انسانی و مقررات قطعی اسلامی که پایه و اساس خوشبختی بشر است تغيير ناپذیرند. اگر بر فرض در جامعه ای افراد مغرض از انجام سنن اساسی سر باز زنند و به اسم تغییر مقتضیات زمان، گناهانی را روا و فرایضی را غیر ضروری تلقی نمایند، واقعیتِ آن سنن تغییر نمی کند و سرانجام نتایج شوم آن تخلف دامن گیر جامعه خواهد شد.

بلکه منظور همسو شدن با تحولات و تکامل علمی جهان و پیشرفت آداب و فنون و علوم است و لازم است فرزندان، خود را با شرایط زمان تطبیق دهند و با جامعه سازگاری داشته باشند، ولی هرگز اجازه داده نشود که به نام تغییرات شرایط زمان، سنن اساسی و سعادت بخش اجتماعی نادیده گرفته شود و از حدود مقررات قطعی اسلام قدمی فراتر گذارده شود.

ضرورت ایجاد شغل

یکی از عناصر مهم حیات اجتماعی جوانان، انتخاب شغل و شروع منظم و کارآمدتر فعالیت اجتماعی است . جوانان خواهان ورود به اجتماع هستند تا انرژی و تازگی وجود خویش را در راه پذیرش مسؤولیت های اجتماعی صرف کنند و از جانب اجتماع جدی تلقی شوند، آنان از تأثیر گذارترین عوامل انسانی در جامعه بشری هستند و هر گونه تعالی و ترقی و پیشرفت در ابعاد مادی و معنوی، مرهون توانایی ها، آمادگی ها و استعدادهای جوانان یک جامعه است.

هویت شغلی، به صورتی بسیار ساده از دوره کودکی شروع به شکل گرفتن می کند و کودکان به خیال پردازی های شغلی می پردازند. و در نوجوانی با بروز توانایی های فکری و تفکر انتزاعی، به آزمایش ذهنی مشاغل پرداخته و می فهمند که به دست آوردن یک شغل مستلزم توانایی ها و آموزش های خاص است و بالاخره مرحله واقع بینی شغلی در جوانی حاصل می شود.

آشنایی با علوم و فنون زمان

در تعالیم عالیه اسلام، علاوه بر تأکید بر ضرورت تربیت متناسب با فنون و علوم زمان، تأكید فراوان بر ایجاد شغل مناسب برای فرزندان نیز شده است.

  کسب شخصیت و الگویابی در جوانان

پیامبر اکرم (ص) فرموده اند:

«يَا عَلِيُّ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى وَالِدِهِ أَنْ يُحْسِنَ اسْمَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَضَعَهُ مَوْضِعاً صَالِحاً» ؛ 7

پیامبر (ص) به حضرت علی (ع) فرموده اند: که ای علی، حق فرزند بر پدرش این است که برای او نام خوب انتخاب کند، در ادب و تربیتش بکوشد و او را به کار شایسته ای بگمارد.

داشتن شغل و قبول مسؤوليت نه تنها وسیله امرار معاش است بلکه خود مایه عزت نفس و شرف اجتماعی و از عوامل مؤثر اعتماد به نفس و اثبات شخصیت است.

جوانی که کار می کند و در آمد شخصی دارد، خود را مستقل و آزاد می بیند و در باطن احساس سربلندی و افتخار می کند، به خود حق می دهد که در جامعه اظهار وجود نماید و خویشتن را به عنوان یک عضو مفید اجتماع به حساب آورد . برعکس اگر جوانی که همه وجودش توانمندی و هیجان و غرور است نتواند شغل مناسب پیدا کند و به خواسته های فطری خویش دست یابد، در معرض شدید نگرانی، اضطراب، افسردگی و به دنبال آن خطر، انحراف و آلودگی می باشد.

حضرت علی (ع) فرموده اند:

 «إن يَكُنِ الشُّغُلُ مَجهَدَةً ، فَاتِّصالُ الفَراغِ مَفسَدَةٌ» 8

هم چنان که داشتن شغل، محل تلاش و کوشش است، بیکاری محل فساد و تباهی و نابودی است .

همچنین فرموده اند: «مِنَ الفَراغِ تَكونُ الصَّبوَةُ» ؛ 9

حالات و رفتارهای جاهلانه جوانی ناشی از بیکاری است .

جوانان وظیفه دارند با تلاش و همت عالی به کسب مهارت های لازم جهت شایستگی برای یک شغل مناسب، بپردازند و بدانند سعی و تلاش برای امرار معاش در شریعت اسلام امرى است که دارای اجر معنوی بالایی می باشد و کسی که از قبول مسؤوليت و سعی و تلاش شانه خالی کند، مورد بدیبنی اسلام است.

والدين و مسؤولان محترم حکومتی نیز باید تمام نیرو و سعی و تلاش خود را جزم کنند تا شرایط کار و کسب و شغل مناسب را برای جوانان فراهم نمایند. چرا که بیکاری عامل بسیاری از خطرات برای جامعه و جوانانش می باشد. بیکاری اگر منجر به فقر گردد، اساس اعتقادات و ایمان را با مشکل مواجه می کند و جامعه را در سراشیبی سقوط و ناامنی قرار می دهد.

منابع

۱. دنیای نوجوان / ۲۱۹.
۲. من لا يحضره الفقیه، ۳/ ۴۹۲.
۳. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۲۰۹/۱۹.
۴. همان، ۲۷۰/۲۰
۵. همان / ۲۶۷.
۶. همان، ۲۰/ ۳۳۳.
۷. بحارالانوار، ۲۰۹/۱۹
۸. شیخ مفید، ارشاد، ۲۹۸/۰۱.
۹. غررالحكم / ۳۲۵.

امتیاز شما به این مقاله

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

19 − هفده =

دکمه بازگشت به بالا