کلام نورنکات اخلاقی

نور اعمالمان را ذخیره کنیم!

حکایتی از مرحوم نخودکی ره

هر ماه نوری دارد و هر روز نوری دارد که مجانی به در خانه آدم می آیند این ما هستیم که باید این نور ها را حفظ بکنیم. شیعیان امیرالمؤمنین نزد خدا عزیز هستند. این ها اگر بر نماز ها مراقبت کنند ، مسئله والدین ، مسئله غیبت و حسن خلق را رعایت کنند، این انوار هر روز به در خانه شان می آید.

منتها ما چه می کنیم؟ این انوار را حفظ نمی کنیم. از یکی از بزرگان علما که با آشیخ حسنعلی (نخودکی ) محشور بود، پرسیدم ایشان چگونه به این مقام نزد خدا رسیدند؟ آن ولی خدا جواب داد «ایشان هر چه به دست می آورد نگه می داشت.» ولی ما انوار را ضایع می کنیم . شب بلند می شود نماز شب می خواند، صبح می نشیند غیبت می کند. نور نماز شب رفت. با یک حرف تلخ این نورها از بین می رود.

فرد وارد بازار  قیامت می شود، فکر می کند خبری است . تعجب می کند، خدایا پس چه شد؟ نماز ها ، عمره ها؟ می‌گویند تو دل شکستی ، ریا کردی ، زهر زبان ریختی جوان عزیز ! اگر عروج  می خواهی ، می خواهی به جای  برسی از خانه خودتان شروع کن! دل خواهرت را شکستی . برو درستش کن. جوانانی هستند که محاسن دارن، انگشتر دارند، عطر تیروز می زنند. در بیرون هیئت، ولی در منزل بروی بپرسی ، هیچ کس ازا و راضی نیست. پس برای چه هیئت رفته بودی؟ چرا  جلسه رفته بودی؟

آقایان حیفتان نمی آید مادرها را  اذیت می کنید؟ سید رضی جامع نهج البلاغه پس از مرگ مادرش گفت «بعد از این با کدام دست بلا ها را رد کنم ؟» دست مادر که بالا می رود بلاها از شما دور می شود. حیف نیست سر یک چیز جزئی مادر را می رنجانید؟ از مجلس روضه برگشته مادر را می رنجاند : قبول باشد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا