سبک زندگی

کسب حلال

یکی از موضوعاتی که در جای جای منابع اسلامی و برخی علوم اسلامی مانند فقه، حقوق و اخلاق، وارد شده، ضرورت کسب حلال و ممنوعیت کسب حرام است. روشن است که کسب حرام، مشکلات و پیامدهایی برای فرد و جامعه ایجاد می کند و به همین دلیل، دین، نسبت به آن بی تفاوت نیست. گفتنی است، حتى فارغ از دین و اعتقاد افراد نیز، در همه کیشها و فرهنگ ها محدودیت هایی برای کسب و کار وجود دارد.

تعریف و گستره کسب حلال

کسب حلال، کسبی است که از نظر شرع و عقل مجاز باشد. افزون بر این، هر کسبی که در اصل، مجاز و مشروع است، ولی از نگاه شرع یا عقل، شرایط لازم در آن رعایت نشود نیز غير مشروع است؛ مثلا خرید و فروش مجاز است؛ ولی خرید و فروش مشروب، مشروع نیست. در دید فقهی، هر کسب غير حرامی، مجاز است؛ یعنی چه واجب یا مستحب باشد و چه مباح و حتى مكروه، همه در شمار کسب حلال است. البته بدیهی است که از نگاه اخلاقی، چه بسا کسب مکروه نیز، زیبنده یک فرد مؤمن نباشد؛ چه این که هر اندازه درجه ایمان شخص بالاتر رود، توقع رعایت توصیه های دینی از فرد بیشتر است. اسلام، در موضوع طلب کسب و یا به دنبال کار و روزی بودن، مانند بسیاری از موضوعات دیگر، میانه روی را قبول کرده و افراط و تفریط را نمی پذیرد. افراط در کسب، به معنای حرص بیش از حد برای کار و تلاش است؛ به گونه ای که امورِ دیگرِ انسان، مانند ارتباط با خدا، خانواده، خویشان و دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. تفریط نیز به معنای بیکاری، کم کاری و گذران عمر با اعمال بیهوده و بی نتیجه است. از دید اسلام، هر دو مذموم است.

۱. پرهیز از تفریط در طلب کسب

تفریط، به معنای کوتاهی در طلب روزی و از پی آن نرفتن است. در این جا به نکاتی چند اشاره می کنیم:

  سنین جوانی و اهمیت آن در قرآن

– لزوم داشتن کسب و کار

قبل از هر چیز، گفتنی است که اسلام بر این موضوع، بسیار پافشاری و اصرار دارد که افراد به دنبال کسب و کاری باشند و حتی المقدور بی کار نباشند. پیامبران الهی، هر کدام کاری برای خویش داشتند و دیگران را نیز به کار تشویق می کردند. از امیر مؤمنان علیه السلام روایت شده است که خدا به داود خطاب کرد: تو بنده خوبی هستی؛ به جز این که از بیت المال می خوری و با دستت کاری نمی کنی. داود چهل شبانه روز گریه و تضرع داشت تا آن که خدا آهن را بر دستانش نرم کرد و روزی یک زره می بافت و از بیت المال بی نیاز شد.۱ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «إنّ الله يُبغضُ العبد النوّام الفارغ؛ خداوند به بنده بی کارِ پُر خواب، با نگاه غضب آلود نگاه می کند.»2

– تشویق به کار

خداوند در جای جای قرآن مجید، مؤمنان را به دنبال کسب و روزی رفتن تشویق می فرماید؛ چنان که عباراتی مانند «أن تبتغوا فضلا من ربكم»، گویای این نکته است.3

افزون بر این، رهبران دینی مسلمانان با بی کاری مبارزه می کردند و افرادی را که به کار مشغول بودند و با دست رنج خود معیشت خانواده خویش را به دست می آوردند، تشویق می کردند؛ چنان که در روایت است: «الشاخص في طلب الرزق الحلال كالمجاهد في سبيل الله 4.کسی که در جست و جوی روزی حلال باشد، چونان مجاهد در راه خدا است.» در تاریخ وارد شده که پیامبر صلی الله علیه و آله از جنگ تبوک بر می گشتند. سعد انصاری به استقبال ایشان آمده بود. حضرت دیدند دست های او پینه بسته است. وقتی علت را جویا شدند، گفت: در اثر کار برای نفقه عیالم چنین شده است. پیامبر خدا دست او را بوسید و فرمود: این دستی است که هرگز آتش با آن تماس نمی گیرد.5

اگر آحاد مسلمانان در جامعه اسلامی با این فرهنگ متعالی آشنا شوند، یعنی بیکاری را ننگ دانسته و فضیلت را در کار و امرار معاش با دست رنج خویش بدانند و هیچ کاری را عار و ننگ ندانند، هیچ کس بی کار نمی ماند. امام صادق علیه السلام در جمله ای حیا نداشتن از به دنبال کار رفتن را فضیلت دانسته، آثاری را برای آن ذکر میفرماید: «من لم يستحی في طلب المعاش خفت معونته و رخی باله و نعم عياله 6؛؛ هر کس از به دنبال معاش رفتن حیا نداشته باشد، هزینه زندگی اش سبک شده، آسوده خاطر گشته و عیالش از نعمت بهره مند می گردند.» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در این باره فرموده است: «إن النفس إذا أحرزت قوتها إستقرت 7؛ نفس انسانی، زمانی که قوت و نیاز خود را به دست آورد، آرامش پیدا می کند.» در ادبیات فارسی نیز آمده است: «هر که نان از عمل خویش خورد، منت حاتم طائی نبرد.» 

  اثر روزی حرام در زندگی

نکته دیگر این که زیر بار منت دیگران رفتن که معمولا با خواری همراه است، آزادی و آسایش را نیز از انسان می گیرد. ناگفته پیدا است، امروزه وظیفه حکومت ها، اتخاذ سیاست هایی است که در سایه آن، همه افراد بتوانند به شغلی آبرومند و متناسب با خود دست یابند؛ البته این موضوع باعث نمی شود که شخص، عدم سیاست گذاری حکومت را بهانه بی کاری خود قرار دهد. به همین دلیل، چنان که از روایات استفاده می شود، آنچه مهم است، داشتن کسب و روزی حلال است و نه صرفا توجه به این مطلب که آیا این کسب با شأن خانوادگی فرد سازش دارد یا خیر؟ چه این که اصل کسب درآمد حلال و پرهیز از تکدی گری و اظهار کوچکی در برابر دیگران، از شأنیت و نوع کار مهم تر است؛ چنان که منظور از حیا نکردن در طلب معاش که در روایات آمده، همین است.

۲. پرهیز از افراط در طلب کسب

گفتیم که افراط در کسب، به معنای حرص بیش از حد برای کار و داشتن شغل های متعدد است؛ به گونه ای که همه وقت فرد را به خود مشغول کند و او را از ارتباطش با خلق و خالق جدا سازد. این روش زندگی، در اسلام مذموم است. اسلام، ترک آخرت برای دنیا، و ترک دنیا برای آخرت را نادرست دانسته است. امام صادق علیه السلام فرموده: «ليس منا من ترك دنياه لآخرته ولا آخرته لدنياه 8؛ از ما نیست کسی که دنیای خود را برای آخرت ترک کند و یا آخرت خویش را برای دنیایش رها سازد.»

  اعتیاد در نوجوانان و جوانان

از امیر مؤمنان علیه السلام نیز روایت است که: «أجملوا في الطلب، فكم من حريص خائب و مجمل لم يخب 9؛ بیش از حد به دنبال کسب روزی نباشید؛ چه بسا حریص دنیا که ضرر می کند و چه بسا کسی که کم به دنبال آن است، ضرر نمی کند.» از دیدگاه دین، اولا باید برای امور دین و دنیا برنامه ریخت تا هیچ کدام فدای دیگری نگردد. ثانیا، بیش از حد به دنبال کار و روزی رفتن، مذموم است؛ چه این که صفت حرص را در انسان رشد داده، از قناعت انسان و ایمان او به رزاقیت خدا می کاهد. روایات و آیات نیز بر این مهم تأکید دارند که نباید غم روزی را خورد. خداوند با تأكيد فرموده است: «إن الله هو الرزاق ذُوالقوََة المتين. 10؛؛ همانا خداوند، خود، روزی بخشِ قدرتمندِ استوار است.»

١. کلینی، محمد بن يعقوب، الکافی، بیروت: دار الاضواء، چاپ سوم، ۱۴۰۵ق، ج ۵، ص ۷۴.

۲. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، قم: مؤسسة آل البيت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ج ۱۷، ص ۵۸.

3. ر.ک: بقره، آیه ۱۹۸؛ اسراء، آیه ۱۲ و ۶۶، قصص، آیه ۷۳؛ فاطر، آیه ۱۲.

4. مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، ج ۱۰۳، ص ۱۷.

5. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، بیروت: نشر دار الكتب العلمية، بی تا، ج ۷، ص ۳۴۲.

6. حر عاملی، وسائل الشيعة، پیشین، ج ۱۶، ص ۱۰.

7. کلینی، الکافی، پیشین، ج ۵، ص ۸۹.

8. صدوق، من لا يحضره الفقیه، بیروت: نشر دار الاضواء، چاپ ششم، ۱۴۰۵ق، ج ۳، ص ۹۴.

9. بروجردی، جامع أحاديث الشيعة، تهران: انتشارات فرهنگ سبز، چاپ اول، ۱۳۸۶ش، ج ۲۲، ص ۱۰۰.

10. ذاریات، آیه ۵۸.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − هفده =

دکمه بازگشت به بالا