سبک زندگی

دشمن شناسی از دیدگاه امام علی (ع)

از اساسی ترین شرایط موفقیت در تمامی عرصه ها، شناخت دشمن (دشمن شناسی) است. در عرصه طبیعی، آدمی تا آن جا که دشمن را شناخته در دفع آن کوشیده و به موفقیت دست یافته است، ولی همین انسان ضربه های فراوانی از دشمن ناشناخته خود خورده است. به عنوان نمونه انسان از زمانی که دشمنی به نام میکرب را شناخت به آسانی توانست در پی دفع آن برآید و همو چون نتوانسته است سرطان را بشناسد هر روز قربانی های فراوانی در این عرصه می دهد.

در عرصه مسائل سیاسی و اجتماعی نیز دشمن شناسی نقش مهم و کلیدی دارد. بر این اساس است که بخش عظیمی از آیات قرآن مربوط به معرفی دشمن است، معرفی شیطان، دشمنان انبیاء، كفار، مشرکان و منافقان و…

دو روایت از پیامبر اکرم (ص)

در روایتی از پیامبر گرامی اسلام(ص) می خوانیم:

«الا و انّ أعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه و عرف عدوه فعصاه؛ آگاه باشید عاقل ترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و از او پیروی کند و دشمنش را نیز بشناسد و آن گاه نافرمانیش کند.» 1

و در حدیثی دیگر از پیامبر اکرم (ص) آمده است:

«مردم اگر ده چیز را می شناختند سعادت دنیا و آخرتشان تأمین می شد یکی از آنها شناخت ابلیس (دشمن) و یارانش می باشد.»2

امام علی(ع) در نهج البلاغه دشمن شناسی را رمز بینش می داند: «واعلموا انكم لن تعرفوا الرشد حتى تعرفوا الذي ترکه و لن تأخذوا بميثاق الكتاب حتی تعرفوا الذي نقضه و لن تمسكوا به حتى تعرفوا الذي نبذه…3؛ و بدانید که رشد نمی یابید مگر که رشد وانهادگان را بشناسید و هرگز به کتاب خدا چنگ نمیزنید، مگر که فرو فکننده آن را چنان که باید شناخته باشید.»

و خود بخش عظیمی از تلاش خویش را در دوره حکومت به افشاگری چهره دشمنان خود پرداخت.

اقسام دشمن

از طرفی از سخنان امام علی (ع) استفاده می شود که دشمن بر دو نوع است و دو نوع برخورد می طلبد: ۱- دشمن آشکار؛ ۲۔ دشمن پنهان. از دیدگاه امام علی(ع) کم خطرترین دشمن، دشمنی است که دشمنی خود را آشکار کرده است، حضرت فرمود:

  کسب شخصیت و الگویابی در جوانان

«اوهن الاعداء کیداً من اظهر عداوته 4؛ سست ترین دشمنان کسی است که عداوتش را آشکار ساخته است.»

«من اظهر عداوته قلّ کیده 5، آن کس که دشمنی اش را اظهار کرده توطئه و مکرش کم است.»

خطرناک ترین دشمن

و خطرناک ترین دشمن دشمنی است که دشمنی اش را پنهان می کند همان که قرآن کریم نامش را نفاق گذارده است.

امام علی (ع) در این زمینه می فرماید:

«شر الاعداء ابعدهم غوراً و اخفاهم مکيدة6؛  بدترین دشمنان کسی است که عمیق تر بوده و بیشتر کیدش را مخفی می دارد.»

در سخنی دیگر فرمود: «اکبر الاعداء اخفاهم مكيدة 7؛ بزرگترین دشمنان کسانی اند که حیله خود را بیشتر پنهان می دارند.»

این دشمنی خطرناک ترین دشمنی ها است، و بدترین ضربه به مکتب از ناحیه اینان بوده است. امام علی(ع) در این زمینه می فرماید:

«انما اتاك بالحديث أربعة رجال ليس لهم خامس: رجل منافق مظهر للایمان، متصنع بالاسلام، لا يتأثم و لايتحرج، يكذب على رسول الله -صلى الله علیه و آله و سلم- متعمدا، فلو علم الناس انه منافق کاذب لم يقبلوا منه، و لم يصدقوا قوله، ولكنهم قالوا: صاحب رسول الله (ص)، رَآهُ، و سمع منه، و لقف عنه، فيأخذون بقوله…8؛

افرادی که نقل حدیث می کنند، چهار دسته اند و پنجمی نخواهد داشت: نخست منافقی که اظهار اسلام می کند، نقاب اسلام را به چهره زده نه از گناه باکی دارد و نه از آن دوری می کند و عمدا به پیامبر (ص) دروغ می بندد. اگر مردم می دانستند که این شخص منافق و دروغگو است از او قبول نمی کردند و تصدیقش نمی نمودند، اما چون از واقعیت او آگاه نیستند می گویند: وی صحابه رسول خدا است، پیامبر(ص) را دیده، از او حدیث شنیده، و مطالب را از او دریافت کرده است، به همین دلیل به گفته اش ترتیب اثر می دهند.»

  نشانه های افراد بدون اعتماد به نفس (2)

هشیاری در برابر دشمن

از نکاتی که امام علی (ع) در رابطه با دشمن شناسی بر آن تأکید دارد آن است که باید پیوسته هشیاری در برابر دشمن را حفظ کرد و هرگز نباید دشمن را کوچک شمرد: حضرت فرمود: «لاتستصغرن عدواً وان ضعف9؛ هرگز دشمن را کوچک مشمار، هرچند ضعیف باشد.»

دانی که چه گفت زال با رستم گرد

دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد

نیز فرمود: «لا تأمن عدوا و ان شکر10؛ از دشمن در امان نباش، هرچند از شما سپاسگزاری می کند.»

غفلت نداشتن از دشمن

باید پیوسته دشمن را زیر نظر داشت که اگر لحظه ای غفلت صورت گیرد، ای بسا چه ضربه های آسیب ناپذیری از ناحیه دشمن وارد شود. امام علی (ع) فرمود:

«من نام عن عدوه، انبهته المكائد11؛ کسی که از دشمن غفلت کند، حیله ها و کیدهای دشمن بیدارش خواهد ساخت.»

امام علی (ع) در عهدنامه بعد از آنکه مالک را سفارش به پذیرش صلح شرافت مندانه می کند می فرماید:

«ولكن الحذر كل الحذر من عدوك بعد صلحه، فان العدو ربما قارب ليتغفل، فخذ بالحزم، واتهم في ذلك حسن الظن،12؛ زنهار، زنهار سخت از دشمنت پس از پذیرش صلح برحذر باش، چرا که دشمن گاهی نزدیک می شود که غافلگیر سازد. بنابراین دوراندیشی را به کار گیر و در این موارد خوش بینی را متهم کن!»

و امام علی (ع) از ویژگی های خویش را، همین هشیاری در برابر دشمن می داند و می فرماید:

«والله لا اكون كالضبع تنام على طول اللدم، حتى يصل اليها طالبها، و يختلها راصدها؛ 13؛ به خدا سوگند من هم چون کفتار نیستم که با ضربات آرام و ملایم در برابر لانه اش به خواب رود تا صیاد به او رسد و دشمنی که در کمین اوست غافلگیرش کند (من غافلگیر نمی شوم).»

سخن امام علی(ع) ضرب المثلی است پیرامون ساده لوحی و آن این است: کفتار حیوان ابلهی است و به آسانی می توان آن را شکار کرد؛ به این ترتیب که صیاد آهسته با ته پای خود یا قطعه سنگ یا چوب دستی به در لانه کفتار می زند و او به خواب می رود سپس او را به راحتی صید می کند.

  اثر روزی حرام در زندگی

این سخن امام علی(ع) درس است به همه زمامداران و مسئولان کشورهای اسلامی که برای مقابله با خطرات دشمن، گاه روزها، بلکه ساعت ها و لحظه ها سرنوشت ساز است. نباید فرصت را به سادگی از دست بدهند و تسلیم پیشنهادهای سستِ عافیت طلبان گردند. امام (ع) افرادی که این لحظات حساس را از دست می دهند، به کفتار تشبیه کرده است.

سخن پایانی

این تشبیه از چند جهت قابل توجه است:

«کفتار» حضور دشمن را احساس می کند، ولی با زمزمه های او به خواب می رود؛ خوابی که منتهی به اسارت و مرگ او می شود.

«گفتار» در خانه و لانه خود شکار می شود.

«کفتار» حتی بدون کمترین مقاومت در چنگال دشمن گرفتار می گردد و به دام می افتد.

کسانی که فرصت های زودگذر را با خوش باوری ها یا ضعف و سستی یا تردید و تأمل از دست می دهند، هم چون کفتارند، به خواب می روند و در خانه و لانه خود به دام می افتند و مقاومتی نشان نمی دهند. این سخن بدان معنی نیست که بی مطالعه یا بدون مشورت و در نظر گرفتن تمام جوانب کار اقدام کنند، بلکه باید با مشاورانی شجاع و هوشیار مسائل را بررسی کرد و پیش از فوت وقت، اقدام نمود. 14

پی نوشت ها:

۱) بحارالانوار، ج ۷۷، ص۱۷۹ و الحياة، ج ۱، ص ۳۶.

۲) سفينة البحار، عرف.

۳) نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷.

۴) و ۵) فهرست غرر، ص۲۳۹ و ص۲۴۰.

۶) فهرست غرر، ص۲۳۹.

 ۷) مستدرک نهج البلاغه، ص۱۵۷.

۸) نهج البلاغه، خطبه 201

۹) و ۱۰ و ۱۱) فهرست غرر، ص ۲۴۰.

۱۲) نهج البلاغه، نامه ۵۳.

۱۳) نهج البلاغه، خطبه ۶

۱۴) پیام امام، ج ۱، ص ۴۵۶ و ۴۵۷.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + 19 =

دکمه بازگشت به بالا